۲۰
مرداد

اشتراک

بدست نمک در دسته من و او ( برای همیشه تعطیل شد )

سلام

مراد اشتراک است
بالش یا تشک فرق نمی کند
اگر چه من اشتراک در بالش را دوست تر می دارم

Love U

از فاصله ای معادل دو طرف یک بالش ، تماشایت
تصادف با زاویه ی حاده ی چانه ات
گونه های استخوانی ات
بزاقِ گاهی جاری از گوشه ی لبت
ابرو و لب های شیطانت
بوی مطبوع دهانت
وقتی جسورند دست و لب هایم ، صدای به شماره افتاده ی نفس هایت

می دانی عزیز !
من دیوانه ام
دیوانه ام که نگران چشمان خیره ی یاکریمی هستم که گوشه ی آسمانِ پنجره ی اتاق خلوتمان خانه کرده
دیوانه ام که همیشه در فکر توام
دیوانه ام که دلتنگی هایم را به بالشِ همیشه انفرادی ام می گویم
دیوانه ام
اما دیوانه بودنم
چیزی از تو را دوست داشتنم کم نمی کند
دوستت دارم

همین! مال هیچکس نیست!

۱۹
مرداد

هم سایه

بدست نمک در دسته من و من

سلام

مدتیست اصفهانم
خانه ی پدر
محروم از اینترنت
خوش به حال کافی نت های شهر
همین هم شد که با تاخیر برای تبریک مبعث آمدم

وصی اش وقت شهادت گفت : از خدا بترسید! درباره همسایگان که همواره مورد سفارش پیامبرتان بوده اند.
گفت پیامبر به قدرى درباره همسایه سفارش می کرد که گمان می بردیم ، براى ایشان ارث قرار خواهد داد .

پیامبری که می گفت : احترام همسایه، مانند احترام مادر، بر انسان لازم است .

این روزها که مستأصل پیدا کردن خانه هستم فکر می کنم ، چه بزرگ آرزویی است همسایگی با پیامبری اینچنین

سوالش کردند : چه کنیم تا در بهشت همسایه ی تو باشیم
او سفارش به حسن خلق کرد …

چقدر این روزها دلم برای لبخند مردم شهر تنگ شده
چقدر فضای اطرافم را خالی از محبت و خوشرویی می بینم
چقدر دلم برای سکونت در هیچ کجای هیچ شهری پر نمی زند

چقدر دلم گرفته …

می گفت همسایه دارى نیکو ، به آزار نرساندن نیست ، به صبر بر آزار همسایه است .

مبعث مبارک

همین! مال هیچکس نیست!

۲۳
تیر

خود خواهی

بدست نمک در دسته من و او ( برای همیشه تعطیل شد )

سلام

این نوشته ، تقدیم به دوست خوبم صوفی
تا یادش بیاید که خودخواهی چقدر می تواند خوب باشد .

یک روز از تو متنفر می شدم ، وقتی تماس هایم را رد می کردی
وقتی کامنت هایم را نه تایید می کردی و نه جواب می دادی
وقتی ایمیل هایم را جواب نمی دادی
وقتی مرا می دیدی و نمی دیدی
وقتی مرا ناشناس می انگاشتی
وقتی به خودت مسلط می شدی و دیگر مثل پیش تر ها رنگت را وقت ملاقات با من نمی باختی
وقتی …

متنفر می شدم
نه از تو که از خودخواهیت
علاقه ی شدید قلبی بر این نفرت چیره می شد
همیشه
اما اگر بگویم ته دلم به تو مکدر نمی ماند ؛ دروغ گفته ام

می دانی عزیز !
خودخواهی تو “عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم” بود
شاید وقت تمنای از لب هایت ، حرارت مرا به سخره می گرفت

اما خیر بود
خیر بودنش را امروز لمس می کنم

حالا که من تنها میوه ی ممنوعه ی تو

و تو بزرگترین میوه ی ممنوعه ی من شده ای

حالا که باید رفتار صمیمانه و گرمت را
با غریبه ها
ذلیلانه تماشا کنم
حالا دیگر دیر شده
برای اینکه التماست کنم

خودخواه باش

می بینی صوفی
خودخواهی آنقدرها هم که می گویی بد نیست

همین! مال هیچکس نیست!

۲۳

افسانه میرحسین موسوی

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

شدت حملات رژیم بعث هر روز بیشتر می شد و دیگر به همگان ثابت شده بود که جنگ ؛ جنگ ایران و عراق نیست . جنگ ایران و همه ی دنیاست .
هر روز تعداد زیادی از جوانان ما در جبهه ها شهید می شدند
عده ای جنازه هاشان با خبرشان میامد ، عده ای فقط خبرشان و عده ای هم هیچکدام …

اعلام عملیات کرده بودند ولی مدت ها حتی یک سرباز هم برای کمک به خط اضافه نشده بود .
از شهرها و پایتخت ، اخبار واضحی نداشتیم
اما حتما مردم درگیر جنگ های داخلی بودند که احوالی از ما نمی پرسیدند .

مهدی که دیروز از تهران آمده بود با چهره ای مایوس به من گفت :
برای چه می جنگی ؟
آنقدر داخل کشور جنگ داخلی هست که جلوی صدام حسین را هم که بگیری ، نخست وزیر مستعفی با جنجالی که بعد از استعفایش درست کرده ، مملکت را دودستی تحویل اربابِ صدام حسین می دهد .
مهدی می گفت :
ای کاش جنگ نبود تا ….

و این بود خوابی که خمینی نامی امام ، فقط با آینده نگری اش نگذاشت تعبیر شود …

همین! مال هیچکس نیست!

۲۳

بسیجی

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

بی ایمان شده ایم
فکر می کنیم حالا که یک بار اقلیت مملکت ما مرز ده میلیون را شکسته ، چقدر کار برای ما سخت می شود
فکر می کنیم حالا که همه ی دنیا پشت اغتشاش گران قد راست کرده اند ، کار تمام است
فکر می کنیم حالا که آن ها اهدافشان را با دیکتاتوری رسانه ای دنبال می کنند  ، باز کردن این گره دشوار است

بی ایمان شده ایم
یادمان رفته نبردی را که در آن هجده ملیت اسیر داشتیم
یادمان رفته که از شرق ترین نقطه ی کره ی خاکی تا غرب ترین آن جلوی بسیجیان این مملکت زانو زدند

بی ایمان شده ایم
فکر کردیم الله اکبر آن ها جنسش این الله اکبرهاست که می شنویم
فکر نکردیم که شاید عده ای الله اکبر را “اکبر خداست” معنی می کنند
فکر کردیم این بار طرف حساب ما هموطنان ما هستند
فکر نکردیم آخر هموطن که به رای اکثریت بی احترامی نمی کند
فکر نکردیم آخر هموطن که صدایش از بی بی سی و سی ان ان پخش نمی شود
فکر نکردیم آخر هموطن که به بسیجی سنگ نمی زند

بی ایمان شده ایم
یعنی بی ایمانمان کردند
تکنوکرات های پیراهن روی شلوار
تکنوکرات های ریشوی وابسته به خاندان مطهر هاشمی
این ها را میان خودمان راه دادیم
گذاشتیم در لباس بسیجی ، با شعار رهبری ، نه آن شلوغ کن ها را که مردم خوبمان را کتک بزنند
گذاشتیم ایمانمان را بفروشند

بی ایمان شده ایم
بی ایمانی شهامت را از ما گرفت
شهامت نکردیم یک سوزن به منحرفِ در لباس بسیجی بزنیم و یک جوال دوز به اغتشاش گران در لباس معترض
بعد آن هم نتیجه از دست رفتن شهامت در برخورد با همان اغتشاش گران شد
فقط کسی می تواند مصلح خوبی باشد که خودش صالح است ( این ربطی به اون جمله ی معروف ندارد )

گفته بودند به ما :
می کشد در همه کس
غم نان
ایمان را

در شبی سرد چو مرگ
که هوا می لرزید
و تن خسته شهر
بستر برف زمستانی بود
راهی خانه شدم.
من -گرسنه-
پدرم را دیدم
که در آن ظلمت سرد
با یخ حوض قدیمی حیاط
جنگ سختی می کرد
تا ز خون دشمن
بعد از آن جنگ وضویی سازد

پدرم -بی که کلامی گوید-
گفت با من: پسرم!
چاره مشکل ما
ایمان است.
* سید حسن حسینی

بسیجی باشیم
و با ایمان

همین! مال هیچکس نیست!

۲
تیر

اعتراض ایرانی

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

آدم قشون محله را وقتی توی خونه با پدر ، مادر ، خواهر و برادران خودش دعوا می‌کنه صدا نمی‌زنه

اغتشاشات

اعتراض به زبان غیر مادری معنایی جز این نداره

اغتشاشات

یعنی ما خودمون عرضه‌ی اداره‌ی مملکتمون رو نداریم ؛ لطفا شما اجنبی‌ها بیایید و حقمون رو بهمون بدید

سرباز آمریکایی

تصویر یک سرباز بیگانه در حال حمل حقوق شهروندی ایرانیانِ بی عرضه

همین! مال هیچکس نیست!

۲۸
خرداد

رای روستاهای ایران

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

کسی که داخل تلویزیون با جدیت تمام می‌گوید : برنامه‌های من در سایتم هست ، می‌توانید بروید و دانلود کنید

میرحسین موسوی !

یا کسی که تبلیغات انگلیسی می‌کند

مهدی کروبی

یا کسی که شعار اقتصاد فدرالی می‌دهد

محسن رضایی

اگر در تمام روستاهای کشور ده تا رای داشته باشد ، زیادش نیست ؟!؟

همین! مال هیچکس نیست!

۲۸

اغتشاش

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

میرحسین موسوی !

خون‌هایی که ریخته شد
صدماتی که به بیت المال وارد شد
قلبی که از رهبر عزیز شکسته شد
آرامشی که از مردم گرفته شد
آبرویی که از کشور ریخته شد

باید جواب این‌ها را بدهی
هم در دنیا
هم در آخرت

همین! مال هیچکس نیست!

۲۸

نتیجه انتخابات

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

ahmadi nejad

مردم ، استقلال ، آزادی ، جمهوریت اسلامی

برنده‌های اصلی این انتخابات ایشان هستند

به ملت بزرگ ایران تبریک عرض می‌کنم

پیام رهبر عزیز انقلاب

همین! مال هیچکس نیست!

Posted by نمک

۲۸

نود سیاسی

بدست نمک در دسته من و ما

سلامrange setad

آخرین ساعات تبلیغات انتخابات را سپری می‌کنیم و من هیچ قصد ندارم خارج از محدوده‌ی قانونی تبلیغ کنم .

در طول این مدت ، من تمام سعیم را کردم تا اینجا عقائدم را مطرح و از آن دفاع کنم
چقدر در این مسیر موفق بودم ، خدا می‌داند
نظرات دوستان را هم تا آنجا که احساس کردم هدف روشنگری و بحث معقول است تایید کردم و به اقتضای خودم جواب دادم

این آخرین نوشته‌ی تبلیغاتی ، اتمام حجت من باشد با شما

در پی لجن پراکنی برخی رقبای انتخاباتی دکتر محمود احمدی نژاد ، شاهد انتشار میلیونی یک سی دی با عنوان “نود سیاسی” بودیم
این سی دی شامل انواع شبهات به آمارهای ارائه شده‌ی دولت ؛ به شکل بسیار حرفه‌ای و اثرگذار ساخته شده بود
کمی دیر به خود جنبیدیم ، اما به مدد دوستان و حامیان گل دکتر احمدی نژاد در چند کلیپ و در همان قالب سوال شده به پاسخ این شبهات پرداخته‌ایم
امید است این مجموعه راهگشا و روشنگر شما دوستان باشد تا ضمن اینکه در نظر داشته باشیم تهمت دروغگویی به این و آن زدن از خود دروغگویی وقیح‌تر و زننده‌تر است ، تشخیص دهیم دروغگوی واقعی کیست ؟!؟

نرخ تورم

نرخ بیکاری

احساس خطر

انرژی هسته‌ای

گشت ارشاد سبز

ضریب جینی

قانون‌مداری

چشم بندهایتان را بردارید
اولین ببینید ، بعد تصمیم بگیریدasakesh

این را بدانید ادعای تقلب در انتخابات ، پیش بینی زودهنگام شکست است …

taghallob

حالا دیگر تصمیم نهایی با خودِ خودِ شماست

entekhab

همین! مال هیچکس نیست!

۲۸

از در تاریخ تا دیوار حال

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

می‌خواهم به حوالی سال‌های شصت و پنج بازگردم
وقتی حسینعلی منتظری در اقدامی نه چندان ساده‌لوحانه در مقابل همه‌ی نظام جبهه‌ی دفاع از مهدی هاشمی معدوم را گرفت .
قصه از نامه‌ای بزرگوارانه (!) به وزیر اطلاعات و جزئی سفارش مهدی هاشمی شروع شد
سفارش که کارساز نشد انتقاد به عملکرد و ادعای عدم مساوات در تصمیمات وزیر وقت اطلاعات آقای ری شهری در دستور کار قرار گرفت
بعد از آن توجیه ! توجیه رفتارهای خارج از هنجار مهدی هاشمی با انتساب آن به فتاوی و حرف‌هایی که مثلا رایحه‌ی صدور انقلاب و … داشت
کمی که گذشت ایشان در نامه‌ای نسبت به روند کلی اداره‌ی اطلاعات با تشبیه به اجرائیات ساواک اعتراض کرد ولی این را هم گفت که البته در اداره‌ی اطلاعات آدم خوب هم پیدا می‌شود …
بعدتر ماهیت اداره‌ی اطلاعات را زیر سوال برد و گفت عملا دخالت در امور مردم باطل و حرام است و مبنای اداره‌ی اطلاعات نامشروع است
کم کم در نامه‌ها باب خاطرنشانی موقعیت و نقش خود را در انقلاب و پس از آن باز کرد و خلاصه سعی کرد برای خود حسابی قائل شود
پا فراتر گذاشت و امام را شخصی فریب خورده و تحت تاثیر اطلاعات غلط خطاب کرد ، از قطع دوستی‌ها و سکوت امام گله کرد و …

بعد از انتساب رهبری هم از زیر سوال بردن اجتهاد و آگاهی رهبری شروع کرد و در نهایت ، کار به زیر سوال بردن مشروعیت نظام انجامید …

تعبیر زیبایی است ! می‌فرمودند : خداوند بندگانش را نه فقط به دشواری‌ها ، که گاهی به نعمات هم مبتلا می‌کند .
چه بسیار علمایی که تا وقت مبارزه و دشواری شد میدان خالی کردند و فراموششان شد که همه‌ی احترامات و در حد پادشاهان بزرگ شمردن‌های مردم بر این انتظار است که عالم دینی روزی برای عدالت و دادخواهی دین خدا قیام کند .
و چه بسیار هم افرادی که در روزهای دشواری ، انقلاب را همراهی کردند ؛ اما در نعمت الهی به خود غره شدند و راه کج کردند .
اینان همان طلحات و زبیرها را می‌مانند که خود برای آمدن علی علیه‌السلام تلاش‌ها کردند ، اما در خلافت امیرالمومنین ، نور و حرارت مولا را برنتافتند و انتظارشان رفت که حق برای آن‌ها تغییر کند !

اما …

همه انحراف حسینعلی منتظری از علنی شدن اعتراضات او شروع شد
از آنجا که تواضع نکرد محضر مولایش حضرت امام زانو بزند و راه درست را از او طلب کند
شاید فکر می‌کرد دیگر کسی شده ؛ قائم مقام رهبری بودن که کم نیست !
شاید تصور کرد ولایت برای او و مستضعفان فرق می‌کند و شاید او می‌تواند زیاده بخواهد
شاید این‌طور پنداشت که تقریر مولایش از سر بی‌اطلاعی و نادانیست !!
شاید استنباطش این بود که مولا خطاهایش را نمی‌بیند و برای او شب‌ها اشک نمی‌ریزد و از خداوند برایش نمی‌خواهد که فرصتش به مهلت قلب نشود !
شاید هم سفیدی مویش را به حساب سفیدی دل گذاشت و فکر کرد هرکس موی سفید است الزما روی سفید و تو سفید هم هست
شاید این شعر فراموشش شده بود
“چون پیر شدی حرص جوان می‌گردد
خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد”

به هر حال طعم گس داستان قائم مقامی ، کام هر انقلابی خصوصا ما اصفهانی‌ها را بی‌اندازه تلخ می‌کند

خواستم کمی از در بگویم ، شاید گوش سنگین دیوار بشنود …

hashemiii

در همین رابطه بخوانید :
۱- نامه‌ی هاشمی به رهبری بوی فتنه می‌دهد
۲- آری قاطع مردم ، بهترین پاسخ به نامه‌ی هاشمی
۳- سالروز جنگ جمل
۴- رنجنامه‌ی جمعیت ایثارگران
۵- فاسد شدن دستگاه از درون

همین! مال هیچکس نیست!

۲۰
خرداد

اولین و آخرین مناظره تلویزیونی

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

امشب شاهد اولین و اخرین مناظره‌ی انتخاباتی در صدا و سیما بودیم
مناظره‌ای که بین دکتر احمدی نژاد و دکتر محسن رضایی برگزار شد
تعجب نکنید که از جلساتی که یک یا دو طرف آن را آقایان کروبی و میرحسین تشکیل داده‌اند به مناظره یاد نکردم
به هر حال تعریف مناظره با پرخاشگری و لاس سیاسی اختلافاتی شایان دارد .
اینکه چه شد آن مناظرات به صحنه‌ی بی ادبی و گستاخی تبدیل شد هم عملا مشخص است
آن مناظره‌ای خالی از این مسائل ماند که از عوامل اغتشاش و انحراف خالی بود
والا اگر بنا به آنچه مطرح است عامل پرخاشگری‌ها و لاس‌های مناظراتی قبل را به ترتیب احمدی نژاد و رضایی معرفی کنیم ، این مناظره عملا ثابت می‌کند به خطا رفته‌ایم

تمام حرف‌هایی که دو نامزد دیگر شنیده بودند و مدام در بیانش گیر می‌کردند و به جای عرضه‌ی عالمانه لب به فحاشی باز می‌کردند ، امشب رضایی ارائه کرد
در خیلی از موارد احمدی نژاد جواب داد و در برخی موارد هم سوالات بی‌جواب ماند
انصافا عدد سازی یک مشکل غیرقابل انکار است .
ای کاش دفتر رهبری یا نهادی که مورد اتفاق تمامی نامزدها هستند ارائه‌ی آمار را به عهده می‌گرفتند ( هر نهادی بجز مجمع :D تشخیص مصلحت نظام )

چیزی که مشخص است احمدی نژاد با زمینه‌ی فکری وارد مناظرات شد و شاید علت لبخندها و بعضا تندروی‌هایش همین زمینه‌ای فکری بود که من نمی‌خواهم به درست یا غلط بودن آن اشاره کنم . لکن آنچه مبرهن است ، این شکل ورود به مناظرات در نگاه مردم زیبا نیست ؛ یا باید مردم همه‌ی زمینه‌های فکری احمدی نژاد را بدانند ، یا خیلی لبخند‌های وی را نباید مطابق با هنجارهای یک مناظره‌ی به ظاهر شمرد .

آنچه نکته‌ی پنهان این مناظره بود و خبر از یک بازی نابرابر سیاسی می‌داد ، این بود که “رضایی در قسمتی از صحبت‌هایش بی‌دلیل به میرحسین موسوی حق دفاع از خود را در جلسه‌ای جداگانه اعطا کرد”
چیزی که برای میرحسین بسیار ارزشمند به شمار می‌آید
مطمئنا میرحسین برای پاسخ به ادعای “اداره‌ی کشور در ایام جنگ توسط آقای رضایی” به صدا و سیما مراجعه خواهد کرد ؛ اما با سابقه‌ی بداخلاقی هایی که از وی ثبت شده است ، چقدر هدفش از این حضور پاسخگویی به ادعای رضائیست ، خدا می‌داند !!

به هر حال مناظره‌ی علمی و خوبی بود
هر دو طرف ، خصوصا احمدی نژاد تسلط خوبی بر اعداد و آمار داشتند و این مرا بسیار خشنود کرد
نکته‌ی دیگر این مناظره این بود که برخلاف مناظرات گذشته از سه نفر به عنوان نخبه در این مناظره اسم برده شد که البته جای شکرش باقیست .

همین! مال هیچکس نیست!

۱۷
خرداد

احمدی نژاد در گفتگوی ویژه خبری

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

تصور نکنیم این پابرهنگان و کوخ نشینانی که در حاشیه‌ی شهرها بیتوته کرده‌اند از آسمان این‌طور به زمین آمده‌اند

آقایان مدیر !
این‌ها حاصل کار طاقت فرسا و شبانه روزی شما شریفان (!) در حوزه‌ی مدیریت کلان کشور است .
سوء مدیریت ، انحصار قدرت ، اشرافی گری ، تصرف اموال عمومی و …

آقایان پدرخوانده !
از اینکه وزیر ، نفر دوم وزارت خانه‌های این مملکت بوده شرم نمی‌کنید ؟
از ترسیم منطقه‌ی ممنوعه و حلقه‌های مدیریتی شرم نمی‌کنید؟
از قدرت‌های مالی حاصل از وام‌های میلیاردی که امروز با آن دست انداز برای کار دولت و مردم درست می‌کنید ، شرم ندارید ؟!؟
از تبلیغی که شبانه روز در رسانه‌های خارجی می‌شوید ، خجالت نمی‌کشید ؟
از داشتن قوه‌ی قضاییه‌ای که حق سوال و ورود به محدوده‌ی شما را ندارد ، خوشحالید ؟
از داشتن دُم‌های قد و نیم قد ، پهن شده در سراسر اتاق‌های منفعت این ملت ، احساس غرور و آرامش می‌کنید؟
راستی احوال شکاف دوست داشتنی طبقاتیتان چطور است ؟
بدهی یازده میلیاردی بانک‌هایتان را دادید ؟
البته که سهم شما سی درصد جامعه‌ی ما بیشتر از هفتاد درصد یارانه‌هاست ؛ تقدیمتان بکنم ؟!؟
نان شب کدام کارگر را صرف خوردن قهوه‌ی فلان در رستوران‌های فلان کشور می‌کنید ؟

این‌ها را من نمی‌گویم که بتوانید انکارش کنید ، حرف آگاهانه و مستدل کسی است که چهار سال مقام اول اجرائی این مملکت بوده .

آقایان سیاستمدار !
اگر از این‌ها شرم نمی‌کنید
از خود فروشی زنان ایرانی در کشورهای حاشیه خلیج فارس شرم کنید
اگر بگویم خلیج ، فارس و عربش فرق نمی‌کند مهم اینست که در حاشیه‌اش به دختران این ملت تجاوز نشود ؛ ایرانی نیستم ؟!؟
شنیدم رانت خود فروشی دختران این ملت کم از رانت نفت هفت دلاری ندارد ! دروغ است ؟
شنیدم از رئیس دفتریِ بنگاه‌های حرام‌خواریتان به تاسیس دفتر در برج دو قلوی مالزی رسیده‌اند ؟
شنیدم که چند هزار وکالت بلاعزل در دفاتر اسناد به نام شما خورده ! ؛ احیانا این‌ها ربطی به قیمت مسکن ندارد ؟
شنیدم سرمایه‌ات را به قیمت خون مردم چند برابر کرده‌ای و هنوز گردن کلفتی می‌کنی و بانک‌ها را به ورشکستگی می‌کشی !
جزیره‌ی کیش شما را بس نیست ؟!
از حقوق شهروندی حمایت می‌کنید ؟
به کردان و محصولی گله می‌کنید ؟

ولله که حق دارید و باید از کسی که هشت سال مردم را از دزدی‌های پنهانی شما سرگرم مدل مو و طرح اندام کرد ، ممنون باشید
باید دخترانتان را بفرستید تا برایش در جشن‌ها هورا چاق کنند
باید کسی را که برای جلوگیری از انتقال فشار به مردم سکوت کرده ، هتاکی کنید
آخر خوب می‌دانید جنس این سکوت مثل سکوت بیست ساله‌ی چیزها نیست .

او را ، تقدسش را ، دعای فرجش را به سخره می‌گیرید ؛ شما برای کدام کارتان مقدسید ؟
سیادت ؟ یاوری امام در غار ؟ لباس روحانیت ؟؟

شنیدن این حرف‌ها از رئیس جمهور قلب شما را آتش می‌زند ؟!؟
“از اینکه خواسته های دیروز تخریبگران امروز را بر منافع ملت ترجیح نداده‌ام خرسندم و هرگز احساس پشیمانی نمی‌کنم.”

“از کسانی که دولت نهم منافع نامشروعشان را تهدید کرده است انتظاری جز هزینه کردن‌های بی حد و حساب برای تخریب دولت نمی‌رود. صادقانه می‌گویم که به کینه و حسادتی که اینان از من به دل دارند افتخار می‌کنم و خدا نیاورد آن روزی را که این گروه اندک ولی پرهیاهو، از من و همکارانم راضی باشند و بخواهند از تلاش‌های دولت قدردانی کنند.”

“اگر تا امروز در برابر این هجمه های زهرآگین سکوت کرده‌ام برای مصالح مردم عزیزمان بوده است و اگر روزی این سکوت را بشکنم ، از خدا می‌خواهم که جز برای دفاع از منافع و مصالح مردم صبورمان نباشد”

خوب است که آتش این کلام را احساس می‌کنید
خوب است که آتش گرفته‌اید
ملت ما درست همین آتش گرفتن شما را می‌خواست

نه انتظار ریاست جمهوری از احمدی نژاد داریم
نه انتظار زنده ماندن
نامش در همیشه‌ی تاریخ ثبت است
عنوانش گوارای وجودش

“در آتش کشنده‌ی قلب ظالمان و زیاده‌خواهان ایران اسلامی”

گوارای زود شکسته شدنت دکتر

ahmadi nezhad

همین! مال هیچکس نیست!

۱۶
خرداد

نتیجه مناظره : میرحسین صفر ، احمدی نژاد صد

بدست نمک در دسته من و ما

سلام

قرعه‌ی شروع به نام دکتر افتاد و باز هم دکتر با دعای دوست داشتنی فرج شروع کرد .
اگر دکتر از تخریب‌ها و حملات گله نمی‌کرد عجیب بود و شجاعتش زیر سوال می‌رفت که البته این طور نشد و احمدی نژاد تصریح کرد که هیچ دولتی سابقه‌ی درخشان دولت نهم را ندارد .
دلهره تمام وجودم را گرفته بود …. چه خواهد شد بعد از چهار سال سکوت و سعه‌ی صدر ؟
دکتر از توهین به خودش خواهد گذشت ؛ جواب توهین‌هایی که به مردم شد را چطور خواهد داد ؟!؟
آیا دکتر به نمایندگی از مردم انزجار ملت را از حلقه‌های مدیریتی و قوانین مراکز قانون گذاری خصوصا مصلحت نظام ابراز خواهد کرد ؟

میرحسین با صدای لرزان ، در حالی که صدای قلبش به شدت به گوش می‌رسید شروع کرد
طبیعی بود که ابتدا راهش را از خاتمی و هاشمی جدا کند …. خاتمی و هاشمی نقطه‌ی قابل دفاعی ندارند که میرحسین بخواهد به آن‌ها پناه بگیرد
نمی‌دانم با چه زحمتی این تومار را جمع کرده بود
منطق ، روشمندی ، متانت ، برنامه ریزی و …. اوووه
یعنی این‌ها که شما از پس حفظ کردنشان هم بر نیامدید ، اعمالش از شما بر خواهد آمد ؟!؟

راستش دلم برای میرحسین سوخت
هر چه گفت با سود بر سرش فرود آمد
گویا دیگر به هیچ عنوان نمی‌شود این را انکار کرد که میرحسین قبل از احمدی نژاد بر علیه گذشته‌ی خود قیام کرده !

چطور موسوی می‌خواهد هجده تیر ، تحصن مجلس ششم ، تورم ۴۶ درصدی زمان هاشمی ، توهین به حضرت امام در زمان دولت آقای خاتمی را با احساس آرامش شهروندی اش جمع کند ؟
با خاطره گویی ؟ :D
یعنی می‌شود کسی مثل میرحسین با شعارهای دهه‌ی شصتش ، حرف از میانه روی بزند ؟
یعنی سابقه‌ی قانون گریزی میرحسین قابل انکار است ؟ زیر سوال بردن مجلس ، برداشت بی حساب ، دکتر (!) خاتمی ، پرونده‌ی خانمِ :D و …

کلی خندیدیم وقتی میرحسین از پرونده سازی می‌گفت
کسی که سه ماه حتی برای متهم کرن دولت معطل پرونده سازی هم نشد !
آخر چطور می‌شد در ۴۶ دقیقه جواب این همه شبهه را داد ؟

وای بر کسانی که درگذشته‌ی خود فرمان هشت ماده‌ای و در لشکر خود پسران هاشمی ، ناطق ، کرباسچی و حتی دکتر بی کنکور رهنورد … دارند ، بعد دم از قانون مداری می‌زنند !!

دکتر آخر مصاحبه است و من فقط می‌توانم بگویم … دوستت دارم
شجاعتت را
ایستادگیت را
زبان مردم شدنت را
سنگ خوردن از رقیب عصبانیت را

که تو در زمان یک مصاحبه که هیچ
در قالب هیچ دوربینی
و حتی در تاریخ نمی‌گنجی

مومن در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد

همین! مال هیچکس نیست!